• تهران، شهرآرا، خیابان آرش مهر، روبروی درب بوستان شهرآرا، پلاک 54
  • 09129401590 _ 88283410 _ 88251222

استاد شهرام ناظری

%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b8%d8%b1%db%8c
کودکی و نوجوانی
شهرام ناظری در کوچهٔ یخچالی در محله برزه‌دماغ در کرمانشاه، در خانواده‌ای کرُد زبان و آشنا با موسیقی و شعر به دنیا آمد. وی صدای دل‌نشینش را از پدر و مادر خویش به یادگار دارد و از دوران خردسالی توسط مادرش با شعر و آواز آشنا شد؛ پدرش نیز صدای لطیفی داشت و ضمن آشنایی با گوشه‌ها و ردیف‌های آواز ایرانی،سه‌تار هم می‌نواخت. وی از سبک قدما و خوانندگان آن دیار به خصوص «شیخ داوودی» خوانندهٔ بزرگ آن زمان بهره گرفته و نیز داشته‌هایش را در اختیار فرزندش گذاشت.
بزرگ این خانواده، استاد پرویز خان پورناظری معروف به حاجی خان خود از شاگردان درویش خان و کلنل وزیری بوده‌است. اکثر موسیقی‌دانان کرمانشاه توسط وی با نتو موسیقی اصیل ایرانی آشنا شده‌اند. این محیط مناسب هنری موجب شد تا شهرام ناظری بتواند در سن ۷سالگی اولین برنامهٔ هنری خود را در رادیوی کرمانشاههمراه با تار درویشی، از نوازندگان معروف آن زمان کرمانشاه، اجرا نماید. پس از آن در سن ۱۱ سالگی نیز توانست در رادیو تلویزیون ایران چند برنامهٔ دیگر آواز ایرانی اجرا کند.
آغاز فعالیت حرفه‌ای
ناظری همواره در پی بهره بردن از مکاتب و استادان مختلف بوده‌است. وی در سال ۱۳۴۵ برای بهره‌گیری از محضر استادانی چون عبدالله دوامی، نورعلی خان برومند، عبدالعلی وزیری، محمود کریمی و محمدرضا شجریان[۱][۲][۴] عازم تهران شد و ضمن بهره‌گیری از محضر این اساتید، سه‌تار را نیز نزد استادان احمد عبادی، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی فرا گرفت. شهرام ناظری به مدت یک سال نیز در تبریز با نوازندگانو موسیقی‌دانان آن دیار مانند غلامحسین بیگجه‌خانی و محمود فرنام قیطانچیان که خود از شاگردان اقبال آذر بودند در زمینه موسیقی ایرانی کار کرد.
درسال ۱۳۵۴ بنا به پیشنهاد نورعلی‌خان برومند به استخدام رادیو تلویزیون ایران درآمد و اولین برنامهٔ خود را با گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی با مثنوی مولوی و ترانه‌ای از شیخ بهایی اجرا کرد،[۵] پس از آن با گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان کار خود را ادامه داد. ناظری درسال ۱۳۵۵ در نخستین آزمون موسیقی سنتی ایران با نام باربد شرکت کرد و توانست مقام نخست را در رشتهٔ آواز در این آزمون به دست آورد. در سال ۱۳۵۶ همراه با گروه سماعی به سرپرستی اصغر بهاری و حسن ناهید برای اجرای کنسرت در جشنوارهٔ توس انتخاب شد.
شهرام ناظری در عرصه موسیقی نامی آشنا برای ایران و همه جهان در سی سال گذشته بوده است. وی در خانواده ای کرد زبان و آشنا به موسیقی و شعر در کرمانشاه دیده به جهان گشود.
او هنرمندیست که از سی سال پیش تا کنون از شعرهای شورانگیز مولوی در موسیقی ایرانی بهره برده و از این روست که توانسته سبک جدیدی از ترکیب ادبیات حماسی عرفانی ایران با موسیقی را بنیان نهد .
این شیوه جدید و ابتکارهای وی باعث شده که در جذب مخاطبان جوان موسیقی همچنین مخاطبان موسیقی غرب موفق بوده باشد.
ناظری نخستین استاد آواز ایرانی است که به خاطر ارایه کارهای هنری منحصر به فرد و مبتکرانه همچنین معرفی موسیقی ایران توانسته بالاترین نشان فرهنگی دولت فرانسه ملقب به نشان شوالیه ادب و هنر را کسب نماید و از سوی وزارت فرهنگ آن کشور دکترای افتخاری دریافت نماید.
وی در مهرماه سال ۱۳۸۶ و همزمان با سال جهانی مولوی برای سه دهه تلاش و پیشرو بودن در معرفی اثار مولوی به دنیای غرب جایزه انجمن آسیایی نیویورک را بدست آورد.
همچنین از سوی دانشگاهها و مرکزهای فرهنگی هنری مختلف و همچنین خانه موسیقی ایران مورد سپاس قرار گرفت.
وی تاکنون بیش از چهل آلبوم هنری را منتشر کرده که در این میان گل صدبرگ – که در زمان خود انقلابی در موسیقی سنتی محسوب می شد – به عنوان پر تیراژترین اثر در تاریخ موسیقی ایرانی دست یافت.
همچنین اثر یادگار دوست که اولین سمفونی ایرانی است توسط شهرام ناظری به یاد هشتصدمین سال تولد مولانا منتشر گردید.
این یاد و یادواره دو دهه بعد و در سال ۲۰۰۷بار دیگر تکرار شد و این بار جهانیان بودند که این گرامیداشت را برای زنده سازی آثار جاویدان مولانا استماع می نمودند.
از دیگر آثار برجسته ایشان می توان به آلبوم شور رومی (مولویه) اشاره کرد که از سوی بوستون گلوب و لس آنجلس تایمز به عنوان یکی از پنج آلبوم برتر موسیقی سال ۲۰۰۷ در سطح جهان انتخاب گردید.
نخستین پرورش دهنده استعداد موسیقیایی وی مادرش بوده که از دوران خردسالی او را با موسیقی و شعر آشنا نموده است. بعدها نیز دوره های موسیقی را نزد استادان بزرگ موسیقی ایران همچون عبدالله دوامی، نورعلی برومند،
محمود کریمی، احمد عبادی، علی اصغر بهاری، فرامرز پایور و داریوش صفوت ادامه داد. یازده ساله بود که برای نخستین بار در تلویزیون ملی ایران به اجرای برنامه پرداخت و در نخستین کنکور موسیقی سنتی (آزمون باربد) در سال ۱۳۵۵ در رشته آواز مقام نخست را کسب نمود. پیشرفتش در زمینه موسیقی چنان بود که در بیست و هفت سالگی مشتاقان بسیاری را برای موسیقی اش بدست آورد.
وی سه تار را نزد استاد احمد عبادی مشق نمود و آموخته های ادبی خود را با رهنمودهای استاد بهزاد کرمانشاهی، دکتر شفیعی کدکنی، سایه و شاعر حماسه سرای معاصر مهدی اخوان ثالث تکمیل نمود. یکی از مشخصات بارز شهرام ناظری نسبت به خوانندگان هم عصر خویش توجه وی به اسطوره ها و تحقیق و جستجو در خصوص لحنهای گمشده حماسی آواز ایرانی است.
حدود سی سال پیش دکتر داریوش صفوت بنیان گذار مرکز اشاعه و حفظ موسیقی سنتی، ارزش صدای ناظری را در ویژگی های حماسی آن تشخیص داده و چنین تشریح نمودند که در صدای ناظری لنگرها، دندانه ها و آکسنهای خاصی وجود دارد که به آن حس حماسی بخشیده است. این لحن حماسی قرنها پیش در آواز ایرانی وجود داشته اما به دلیل مسایل تاریخی کمرنگ شده و به تدریج از بین رفته است.
از همین روی در آثار به جا مانده در یکصد سال اخیر هیچ یک از خوانندگان مطرح آواز سنتی به شاهنامه فردوسی نپرداخته اند. توصیه و تاکید استاد داریوش صفوت به ناظری همواره به منظور حفظ و نگهداری از این طرز بیان و لحن حماسی بوده که مبادا تحت تاثیر خوانندگان همدوره خود این موجها و دندانه ها صاف و اتو کشیده شوند و آن فضای حماسی جای خود را به شیوه های متداول داده و در نهایت به سوی نوحه خوانی سوق نماید.
وی در سه دهه گذشته اجراهای زنده بسیاری را در داخل و خارج از کشور داشته است. اجراهای وی همیشه با تحسینهای فراوانی در سطح جهان همراه بوده بطوریکه بارها جایزه های جشنواره های هنری بین المللی را بدست آورده است.
او در سالنها و جشنواره های معروف دنیا اجراهای صحنه ای بسیاری داشته که از آن جمله می توان به فستیوال اکس پرونس فرانسه ،فستیوال آویگنون فرانسه ، تیاتر شهر پاریس ، جشنواره تابستانی توکیو دانشگاه توکیو، سالن اسکار (کداک) لس آنجلس ، رویال آلبرت هال لندن، باربیکن ، سالن فستا دل پیپل ایتالیا ، جشنواره بیتدین لبنان ،فیلارمونی آلمان ، انجمن آسیایی ، موسسه جهانی موسیقی ، آکادمی موسیقی بروکلین در نیویورک ، جشنواره اروپایی رم در ایتالیا ، جشنواره سائوپولو در برزیل، جشنواره فاس مراکش، فستیوالهای فلورانس – ونیز- بارسلون- مادرید- ژنو – بروکسل – آمستردام – استکلهم- نروژ(اسلو) و کپنهاگ اشاره کرد.