• تهران، شهرآرا، خیابان آرش مهر، روبروی درب بوستان شهرآرا، پلاک 54
  • 09129401590 _ 88283410 _ 88251222

تاریخچه چنگ (harp)

%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%da%86%d9%86%da%af-harp
تاریخچه ساز چنگ
نوع ابتدایی آن شکل مثلث و شامل یک تخته به طول تقریبا یک گز و یک میله چوبی است و معمولا شکل دست انسان را داشته است.
سیم های این ساز که معمولا ۸ یا ۹ تا بوده به موازات وتر این مثلث قائم الزاویه بین تخته و میله امتداد یافته است . یک سر سیم ها به تخته وصل می شده و انتهای دیگر آن دور میخها یا گوشی هایی که روی میله چوبی قرار داشته پیچیده میشده و باقی مانده آن سیمها از طرف دیگر آویزان بوده است. چنگهایی که در دوره های اخیر تاریخ بابل و آشور نقش شده از حیث شکل و طرز گرفتن و نواختن با چنگهای دوره های قدیم تفاوت بسیار دارد.
برتعداد سیمها نیز افزوده شد. جعبه صوتی این نوع چنگ گاهی مستقیم و بدون انحنا و در موارد دیگر منحنی بوده است . طرز نواختن این ساز نیز تغییر کرده به این معنی که این را طوری می گرفتند که سیمها تقریبا عمود بر زمین باشد یعنی به خلاف قدیم که میله چوبی که به موازات زمین بود ولی سیمها عمود بر زمین نبود . نکته دیگر اینکه در نواختن این نوع چنگ زخمه بکار برده نمیشد بلکه آنرا با دست می نواختند و هر دو دست در نواختن آن دخیل بود.
چنگ امروزی دارای سه قسمت متمایز : گردن ، ستون و جعبه طنینی است . زه ها از گردن ساز به موازات ستون ممتد و به جعبه طنینی متصل می باشند . چنگ را با فشار دادن کف دست بر روی سیم و یا لمس کردن ویا چنگ زدن به زه های آن به صدا در می آورد .
چنگ مثلث در اواخر قرون وسطی در اروپای غربی رایج بود . در سال ۱۷۲۰ در باواریا ، پدال هایی در پایه چنگ تعبیه شد و این امر برقدرت فنی چنگ افزود.
در سال ۱۸۱۰ سباستین آرا چنگ را به شکل امروزی تکمیل نمود و بدین وسیله نواختن همه گامهای بزرگ و کوچک را ممکن ساخت و از آن به بعد چنگ در ارکستر معمول گردید . چنگ جدید ۴۷ سیم و ۷ پدال دارد . (“شهمیری- صداشناسی موسیقی)
چنگ نام یکی از نتهای موسیقی نیز هست که ارزش زمانی آن ۸/۱ نت گرد می باشد چنگ در میان اعراب پیش از اسلام نیز ساز شناخته شده بود . در ادوار مختلف تاریخی و در سرزمین های دور از یکدیگر شکل های خاصی به خود گرفته است . اهالی شمال افغانستان به « زنبورک »چنگ می گویند در صورتی که از بک های ترک زبان آسیای میانه به نوعی سنتور ایرانی « چنگ » می گویند.
چنگ در تاریخ مذاهب
در اساطیر یونان آمده است که آئولوس خدای بادها در یونان قدیم چنگ را با مهارت تمام می نواخته و به گونه ای گام ها را به نحوی اعجاب آور با یکدیگر در می آمیخته که به صورت یک نوای اصلی و یک ملودی زیبا به گوش می رسیده است، خدای دیگری به نام آپولون نیز با مهارتی عجیب چنگ نوازی می کرده به گونه ای که با خدایی به نام مارسیاس که نوازنده نی بوده به مسابقه ای عجیب دست می زند، پس از برنده شدن و کشتن مارسیاس به سبب آن که خود آپولون خدای شبانان نیز بوده نی را آلت موسیقی خاص چوپانی قرار می دهد.
در مذهب یهود موسی (ع) از یوبال به نام پدر ایرانی نوازندگان چنگ یاد می کند و در تورات کتاب، دانیال باب سوم، آیه پنجم می گوید: چون آواز کرنا، سرنا، شیپور، چنگ، سنتور، قانون و آلات دیگر موسیقی را بشنوید به خاک بیفتید و به تمثالی که بخت النصر نصب کرده است، کرنش کنید.
از یادگارهای به دست آمده از دوره قدرت عیلامی ها بر می آید که چنگ در مراسم مذهبی آن عصر نقش مهمی داشته است. چنان که در نقش حجاری کول فرعون در مال امیر ایذه که مربوط به دوره پادشاهی حانی است در مراسم آیینی برای قربانی کردن، سه نوازنده چنگ به همراه نوازنده دف دیده می شوند.
از متون نگاشته شده در زمان رونق مذهب زرتشت در ایران هم معلوم می شود که چنگ سازی بوده که در آیین های نیایشی نقش مهمی داشته است، چندان که از نوایی به نام خروش مغان (بانگ مغانه) در متون ادبی آن عصر نام برده شده است که آن را با چنگ می نواخته اند و می خوانده اند. فردوسی در داستانی از بهرام تعریف می کند که: بهرام به سبب صدای خوش چنگی که از خانه جواهرسازی ثروتمند می شنود به خانه او وارد می شود، چنگ نواز دختر آن جواهرساز است و شاه که در لباس ناشناس بوده است از دختر می خواهد که باز هم بخواند، و او خروش مغان می نوازد. هنری جورج فارمر موسیقی شناس اروپایی معتقد است که خروش مغان به طور حتم یکی از گام های فیثاغورثی بوده که از یونان به ایران رسیده است.
کهن ترین سند تاریخی مذهبی که در مورد ساز چنگ به دست آمده است متعلق به کشفیات شهر «اور» در سرزمین کلده است، به این معنی که در داخل آرامگاه یکی از پادشاهان سومری نقش برجسته ای پیدا شده است که یک نوازنده چنگ و زنی را در حال انجام حرکات آیینی نشان می دهد. موسیقی سومری ها بنا بر شواهد موجود شامل نیایش خدایان و فرشتگان محافظ آنان و شکواییه و مرثیه بوده است، زیرا مردم خدایان یا فرشتگانی را می پرستیدند که آنان را در پناه خود می گرفتند.
چنگ در تاریخ اجتماعی
آنچه مشخص شده است این است که چنگ ساز اصلی و ملی مصری ها بوده ولی همان طور که گفته شد در یونان نیز وجود داشته است، حتی لسبین ترپایندر یونانی که در سده هفتم پیش از میلاد می زیسته است و اشعاری شبیه به سروده های هومر دارد به چنگ اولیه که دارای چهار وتر بوده، سه وتر دیگر افزوده و هفت درجه اصلی گام های موسیقی را به وجود آورده است.
بر اثر تبادل فرهنگ های ایران، یونان و مصر چنگ به ایران نیز آمد و جزو آلات موسیقی ایرانی شد. کهن ترین سندی که از حضور چنگ در ایران حکایت دارد همان نقش کول فرعون در منطقه مال امیر ایذه است و پس از آن نقش کاشی های سنگی کشف شده در ویرانه های کاخ شاپور اول در بیشاپور است که در یکی از آنها زنی رامشگر در حال نواختن چنگ دیده می شود.
در چند کاسه رنگی ساخت کاشان مربوط به سده های ۶ و ۷ قمری نقش بهرام در پشت شتری در حال تیراندازی نقاشی شده است و چنگ نواز او به نام آزاده (آزادوار) نیز در حال چنگ زدن روی شتر دیده می شود. و این خود سندی دیگر در تایید شعر فردوسی است که می گوید بهرام در جوانی عادت داشت که با شتر به شکار برود و در همان حال خواننده ای چنگ نواز نیز پشت سر او چنگ می نواخته است.
در کنده کاری سنگ طاق بستان که خسرو پرویز را در مرداب ها در حال شکار گراز نشان می دهد، نقش زنان چنگ نواز دیده می شود. به این ترتیب که در یک قایق همراه خسرو پرویز چهار زن چنگ نواز مشغول نواختن هستند و در قایق خود خسرو پرویز نیز یک زن ایستاده و زنی دیگر نشسته چنگ می نوازد.
از این نقوش می توان با نظریه دکتر بیک و سرویلیام جونز موافق شد که معتقدند که: «در موسیقی هنری به ویژه شمال هند بخشی وجود دارد به نام تُدی راگنی که برای حیوانات وحشی نواخته می شده است و نه تنها شکارچیان را به وجد می آورده بلکه برای جذب و اغوای شکار نیز طرح ریزی شده بوده است، و چون خنیاگران ایرانی در زمان بهرام از هند آورده شده بودند بی گمان این شکل موسیقی به همراه چنگ با آنان وارد ایران شده است. و پس از آن ساز چنگ به دربار و محافل عمومی هنری ایران راه پیدا کرده است.
سند دیگری در موزه ایران باستان قرار دارد که بشقابی است نقره ای از زمان ساسانیان و یک نوازنده چنگ و یک نوازنده نی را در برابر پادشاهی که بر تخت نشسته است نشان می دهد. این بشقاب در سال ۱۳۲۴ خریداری شده است.
کریستین سن در کتابش به نام ایران در زمان ساسانیان بر این باور است که در آن عصر چنگ از سازهای درجه اول موسیقی بوده است و گریگور ماژیستروس در مطلبی درباره درختان می گوید: «من درخت رستم را ذکر می کنم که پیوسته از آن شاخه ها می بریدند و از آن شاخه ها چنگ می ساختند و آنها را به دست جوانان می سپردند و آنان بدون هر گونه زحمتی نواختن آن را می آموختند.
همان گونه که فردوسی در اثر ماندگار خود در ضمن تاریخ ساسانیان ذکر می کند، بهرام هر روز چنگ نوازان را در کاخ گرد هم می آورده و از آنان آواز طلب می کرده است. فردوسی همچنین می گوید زمان تولد رستم پدربزرگش سام با همراهانش به نوای چنگ با سرور فراوان آوازی شاد را به صورت بدیهه سر می دهند.
چنگ در میان اعراب و ایرانیان قبل و بعد از اسلام
نخستین کسی که در میان اعراب جاهلیت به دانستن موسیقی معروف گشته و اعراب را به آوازها و الحان سازهایی چون چنگ، نی و تنبور آشنا کرد اعشی میمون ابن قیس بود، که در سال هشتم هجری فوت کرده است. وی اهل یمامه بوده و تمام شبه جزیره عربستان را چنگ به دست سیاحت کرده بود. او که با دربار ملوک حیره و ایران ارتباط نزدیک پیدا کرده بود در زمان انوشیروان به مداین سفر کرد و آلات موسیقی و نوع موسیقی را از ایران اقتباس کرد. پروفسور نیکلسون می گوید: «قیس در این سفرها همه جا اشعار عالی و درخشانی می سروده و می خوانده است، به نحوی که در معلقات برای خود جایی یافته است. این شاعر و موسیقیدان عرب را صناجه العرب یعنی چنگ نواز عرب نامیده اند. نام دیگر او اندازه گیر شعر عرب بوده است.»
اَبوالخطاب مسلم ابن مُحْرَزْ معروف به ابن محرز یکی از آزادگان قوم بنی مخزوم که فرزند مردی ایرانی و از پرده داران کعبه بوده است از معروف ترین چنگ نوازان عرب پس از اسلام است. وی تحصیلات اولیه را نزد ابن مسجح انجام داد و مدتی نیز از عزهالمیلا خواننده عرب فنون مربوط به همراهی را آموخت و چون جذامی بود نمی توانسته در دربار یا مجامع عمومی ظاهر شود و هنرنمایی کند و زندگی را به سرگردانی در راه ها و شهرها می گذراند. او بهترین آوازخوان و چنگ نواز عرب بوده است. صدای محبوب در زمان او آن بوده که با صدای وی برابری می کرده است. در کتاب الاغانی نقل شده است که نغمه های ابن محرز چنین می نمود که نوای آواز او از بن قلب انسان بیرون می زند به گونه ای که ورد زبان همگان می شد. با چنین تعریفی از ابن محرز بیگمان مولوی داستان پیر چنگی خود را از او و زندگیش اقتباس کرده است.
به این مساله نیز باید اشاره کرد که خلفای اموی راه را برای ورود موسیقیدانان و رامشگران ایران و روم به حوزه خلافت مسلمانان باز کردند و سازهایی چون چنگ و تنبور بین مسلمانات عرب رواج یافت.
از معروف ترین چنگ نوازان عصر پیش از اسلام در ایران ابتدا به نام آزادوار چنگی که از او با نام آزاده نیز یاد شده است بر می خوریم که معروف ترین زن نوازنده چنگ در عهد بهرام گور بوده است و منوچهری قدرت او را در موسیقی چنین بیان کرده که:
دستان های چنگش سبزه بهار باشد نوروز کیقبادی آزادوار باشد
نکیسا موسیقیدان به نام عهد پادشاهی خسروپرویز است که چنگ را با مهارت تمام می نواخته و نظامی از او بدین گونه یاد می کند که:
نکیسا نام مردی بود چنگی ندیمی خاص، امیری سخت سنگی
کزو خوشگوی تر در لحن و آواز ندید این چنگ پُشت ارغنون ساز
رامتین، چنگ نواز مشهور دیگری است که در عهد خسروپرویز می زیسته و از او با نام های رامین، رام و رامی هم یاد کرده اند. حمدالله مستوفی رامتین را مخترع نوعی چنگ می داند و با شواهدی که از تاریخ داریم می توان گفت که رامتین در ساختمان چنگ متداول روزگار خود تصرفاتی کرده و بر تعداد تارهایش افزوده و جنس تارها را تغییر داده و در صندوق صدای آن نیز تغییراتی پدید آورده و چنگی ساخته است که دقیق تر و کامل تر از چنگ های آن دوره بوده است. در کتاب پهلوی خسرو و ریدک (غلام خسرو) از چنگی انولی یا اندروای نام برده شده است.